تبليغاتX
طنین اّشنا
تپش.........

tanine_ashena  

تپش

بین این همه غریبه
تو به آشنا می مونی
 حرفای تلخی که دارم
 من نگفته ، تو می دونی
من پر از حرفای تازه
 عاشق گفتن و گفتن
 تو با درد من غریبه
 اما تشنه ی شنفتن
 صدای ترد شکستن
 مثل گریه با صدامه
 تلخی هق هق گریه
طعم سرد خنده هامه
 گرمی دست نوازشگر تو
 مرهم زخمای کهنه ی منه
 تپش چشمه ی خون تو رگ من
 تشنه ی همیشه با تو بودنه
ململ ابری دستات
 پر رحمت مثل بارون
سکت نجیب چشمات
 پر غربت بیابون
 واسه اینتن برهنه
ناز دست تو لباسه
حس گرم با تو بودن
 مثل رؤیا ناشناسه
 مثل حس کردن و دیدن
 عاشق منظره هایی
 دشمن ساده و پک
پرده ی پنجره هایی
نوشته شده توسط مهدی.ر در دوشنبه 20 آذر1385 ساعت 0:29 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
set as your home page

New Page 2

Use Advanced Search

Time spent here: