تبليغاتX
طنین اّشنا

TANIN.COM

مهلت
ناز کمتر کن، من اهل تمنا نیستم
زنده با عشقم، اسیر سود و سودا نیستم
 
عاشق دیوانه ای بودم، که بر دریا زدم
رهرو گمگشته ای هستم، که بینا نیستم
 
اشک گرم و خلوت سرد مرا، نا دیده ای
تا بدانی اینقدرها هم شکیبا نیستم
 
 بس که مشغولی به عیش و نوش هستی غافلی
از چو من بیدل، که هستم در جهان، یا نیستم
 
دوست می داری زبان بازان باطل گو را
در برت لب بسته از آنم، کز آنها نیستم
 
دل بدست آور شوی با مهربانی های خویش
لیکن آنروزی، که من دیگر به دنیا نیستم
 
پای بند آز خویشم، مهلتی ای شمع عشق
من برای سوختن اکنون، مهیا نیستم
 
هیچکس جای مرا دیگر نمی داند کجاست
آنقدر در عشق او غرقم، که پیدا نیستم

نوشته شده توسط مهدی.ر در شنبه 28 مرداد1385 ساعت 11:4 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
set as your home page

New Page 2

Use Advanced Search

Time spent here: