

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه
توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره
اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم
مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم
خیلی سخته بگی میرم ، وقتی می خوای که بمونی
وقتی می خوای تو خیالت ، شعرای قشنگ بخونی
من گذشتم از تو اما ، تو همیشه بهترینی
مثل اشکی واسه چشمام ، موندگاری و صمیمی
من می خواستم تو خیالم ، ازتو تا ابد بخونم
تنها باشم بی حضورت ، رازچشماتو بدونم
من می خواستم واسه دردام ، تنهایی خونه بسازم
با نت های مهربونیت ، شعرای قشنگ بسازم
می دونستم وقتی میرم ، دیگه تا ابد غریبم
حتی واسه چشم خیست ، بی وفاترین فریبم
شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم
بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق تو بودم
وقتی غزل سر می رسه حس می کنم کنارمی
حس می کنم مثل قدیم ‚ عاشق بی قرارمی
وقتی غزل سر می رسه ‚ حس می کنم تو با منی
حس می کنم که اومدی طلسم من رو بشکنی
اما تو اینجا نمیای قصه ی ما تموم شده
تمام لحظه های تو به پای من حروم شده
خوب می دونم خوب می دونم
تو توی خوابم نمیای
برای خوندن یه شعر
از این کتابم نمیای
وقتی که رفتی دل من ‚ اینجوری عاشقت نبود
شعرای کال دفترم اون روزا لایقت نبود
حالا که من برای تو سبد سبد گل می سازم
برای برگشتن تو با واژه ها پل می سازم
اون دل نارفیق تو از دل من خسته شده
خوب می دونم مدتی کتاب ما بسته شده
خوب می دونم خوب می دونم
تو توی خوابم نمیای
برای خوندن یه شعر
از این کتابم نمیای




سلام دوستان عزیزم
امیدوارم هرجا که هستید خوش و خرم باشید
اگر کنار خانواده هستید و جشن میگیرید بهتون خوش بگذره اگر تنها هستید از خوشحال بودن دیگران خوشحال باشید
امیدوارم زمستانی دلپذیر داشته باشید
خوش و خرم درکنار هم باشید
باهم و برای هم
طنین

اين طلوع هم مثل روزهاي بي فروغ ديگرم گذشت
اين شبم مثل شبهاي ديگر سياه زندگانيم گذشت
اين همه اميد و اين همه مهر هم گذشت
براي ديدنت
براي ماندنت كنار من
براي يك نگاه هر چند سرد تو
براي لمس كردن دست من
براي آنكه دوباره عاشقم شوي
مرا شبيه يك قلم درون دست خود بگيري و نوازشم كني
براي آنكه دوباره در درون قلب تو شكوفه اي كنم
براي زنده ماندنم
به هر دري زدم
به هر كه گفتي و نگفته اي سر زدم
كسي از درون تو براي من خبر نداشت
اين همه رنجش و بي اعتناييت به روي عشق من اثر نذاشت
از روز رفتن تو اين همه سروده ام
در جواب من، خاموش مانده اي چرا
| set as your home page
|